محمد متینمحمد متین، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
تاریخ عقدتاریخ عقد، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره
تاریخ عروسیتاریخ عروسی، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره
اولین دیدار ادارهاولین دیدار اداره، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره
خواستگاریخواستگاری، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره
محمد مبینمحمد مبین، تا این لحظه: 6 سال و 3 ماه و 17 روز سن داره
مهتامهتا، تا این لحظه: 2 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره
بابا رضابابا رضا، تا این لحظه: 43 سال و 1 ماه و 4 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 43 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

نفس مامان نرگس و بابا رضا

محل کار جدید

سلام عسلی مامان. بخاطر نی نی که نیومده رفت و اینکه محل کارم تا خونه خیلی دوره رئیسم گذاشته برم اداره مرکز استان نزدذیک خونه ولی ازم تعهد گرفتن بعد از عید باید برگردم یعنی یک ماه و نیم باید برم یه جای دیگه کار کنم هم خوبه دیگه رفت و آمد نمیکنم هم بعدش باز برگشتن واسم سخته مامانی زودی بیا تو دلم تا برای همیشه اونجا بمونم دوست دارم یه مدت ممکنه نتونم برات بنویسم منتظرتم گل نازم
8 بهمن 1392

سلام نفسی

سلام عززززززززززززززززززیز دلم کجایی مامانی آخه این روزا همش تقویمو میارم جلو دستم هی نگاه میکنم کی میشه این روزا بگذره و دکتر بذاره ما تو رو بیاریم این دنیا مامانی تو رو خدا خودت به خدای مهربون بگو این دفعه دیگه تو رو بذاره یه جای محکم که تکون نخوری تا وقتی به دنیا بیای فدات شم جیگری من میبوسمت عشقم
5 بهمن 1392

میریم مشهد

سلام گوگولی مامان وقتی میام اینجا مینویسم مامان دلم قیلی ولی میشه کی میشه بیای پیشمون عزیزم واقعا مامان بشم من این مدت بعد از این اتفاقی تلخ خیلی دلم گرفته دوست دارم برم مشهد هم زیارت امام رضا جونم هم دکتر برم هم یه کم از این جو دور بشم  کاش بودی با هم میرفتیم میرم پیش امام رضا دعا کنم زودتر بیای پیشمون دوست دارم عزیزم فعلا دکتر گفته نباید تو رو بیاریم تا یه مدت بگذره امیدوارم روزای انتظار سریع بگذره و ما بتونیم تو رو بیاریم تو دل من فدات بشم من ...
25 دی 1392

بدترین روزهای عمرم

سلام عزیزم نمیدونم از کجا برات بگم اون چیزی که این مدت بهمون گذشت خیلییییییییییییییییییی سخت و درد آور بود پنجشنبه 5 دی ماه 92 : بعد از 8 روز تاخیر پریود رفتم آزمایش دادم . تو این مدت چندین بار بی بی چک گذاشتم و منفی بود. بعد از 1 ساعت جوابش آماده بود. منشی آزمایشگاه گفت آزمایشتون مشکوک بوده عددش 10.6 بود . میگفت زیر 10 منفی بالای 25 مثبت و بین 10 و  25 مشکوکه . بهم گفت احتمالا یا سقط کردی !!!!!!!!!! یا بارداری خارج رحمی هستش !!!!!!!! . بهم گفتند 48 ساعت بعد دوباره تکرارش کنم. از برگشت مستقیم اومدم خونه مامانم و رفتم سر نت . حسابی سرچ کردم هز چی بیشتر میفهمیدم استرسم بیشتر میشد.بارداری خارج رحم واقعا وحشتناک بود . به مامانمم گفتم ...
15 دی 1392

اولین جواب منفی!!!

من امروز نالاحتم دیروز میخواستم ببینم هستی یا نه با هزار ذوق و شوق دور از چشای بابا رضات رفتم تست گذاشتم چشم ازش برنمیداشتم یه جورایی حس میکردم هستی ولی در کمال ناامیدی منفی شد یه عالمه منتظر موندم همش نگاش میکردم شاید یه خطکوچولووووووووووو و کمرنگ بیفته اما افسوس  این ماه کمر درد داشتم بدنم خیلی حساس شده بود واسه همین فکر میکردم اومدی تو دلم نی نی جیگری من بعد از اینکه یه عالمه منتظر موندم بابا رضا اومده دم در WC با استرس میپرسه حالت خوبه؟؟؟؟ بهش میگم نی نی مون نیومد  بابا رضات اینجوری شد  البته تعجبم کرد چون ما این ماه برای بار اول اقدام کردیم بعد با تعجب بهم گفت یعنی تو اینقدر نی نی میخواستی؟...
28 آذر 1392

تولد دختر دوستم

سلام سلام صد تا سلام وایییییییییییییییی خدا جونم  الان اتفاقی به دوست صمیمیم که ماه آخرشه و نزدیکای زایمانش زنگ زدم حالشو بپرسم دیدم صداش گرفته است .ترسیدم میگم خوبی؟ گفت آره دیشب نی نی ام به دنیا اومد . مشکلی پیش اومد دکتر فوری سزارین کرد . خدا رو شکر هم نی نی هم مامانش سالم بودن  خیلیییییییییییییییییییییییی خوشحال شدم خدا کنه خوشحالیم ادامه دار بشه . امروز و فردا میفهمم نی نی منم هست یا نه؟ نی نی جونم تو رو خدا باش امروز برای اولین بار هم موقع اذان ظهر هم بعد از نمازم از ته دلم از خدا خواستم که باشی. نی نی من زودی بیا  
27 آذر 1392

انتظار

روزا انگاری کش میان تموم نمیشن استرس گرفتم سعی میکنم بروز ندم خیلی دوست دارم زودی بفهمم چی شده؟ تو هستی یا نه؟؟؟ ...
26 آذر 1392

حس مبهم

عزیزم هنوز چند روز دیگه مونده تا بفهمیم تو هستی یا نه؟؟؟ من این روزا هنوز با خودم درگیرم از وقتی فهمیدم بابا رضا هم خیلی دوست داره تو باشی منم احساسم به بودن تو قوی تر شده الان همش میترسم نباشی دلم میخواد باشی گلم زودییییییییییییییییی بیا عزیزم
24 آذر 1392

کجایی؟؟؟

سلام عزیزم . نمیدونم هستی؟نیستی؟ کلا این چند روز با خودم درگیرم . به بابا رضا هم میگم . توی یه دو راهی گیر کردم توکل به خدای مهربون  
17 آذر 1392